پير شاليار كيست:

 گروهي با عناوين مختلف كه نه تنها در هورامان نزيسته اند و با فرهنگ و آداب و رسوم و نقل و تواتر هورامان آگاهي ندارند بلكه گاهي كه گذرشان به اين منطقه مي افتد و از يك يا عده اي عوام نقل هائي را مي شنوند كه با تاريخ و واقعيت منافات دارد خود را محقق خوانده و همان نقل و حكايات را با تفسير هاي عجيب و غريب خود آميخته و گاها" در مقالاتي به چاپ مي رسانند.  آنچه معلوم است اينكه علم به وجود و چگونگي هر واقعه اي نيازمند مستنداتي است كه يكي از اين مستندات همانا تواتر و اجماع و نقل از عالم به عالم است.  خبرمنقول از اجتماع مردمي كه نسل اندر نسل در محل واقعه اي زيسته و و بارها و بارها واقعه را با بارش نقل از خاص و عام نقل نموده و شنيده اند و در فرهنگ حاصل از اين واقعه زيسته اند بسيار معتبر تر از شخصي است كه در فرهنگي ديگر برخواسته و جسته و گريخته شرحي از آن واقعه را دريافت كرده است . بنابر اين( مراد از پير هورامان يا پير شاليار كيست)  را مردم هورامان كه وي را در ميان خود داشته و گرامي داشته اند بيشتر از گفته هاي بي سند ديگران ، مي دانند.

نسل به نسل و سينه به سينه نقل است كه مراد از پيرشاليار هورامان ( سيد مصطفي عريضي ) از سادات و نوادگان امام جعفر صادق است كه در كتاب تاريخي ( بنه ماله زانياران) و ديگر مستندات تاريخي و همچنين در شجره نامه معتبر سادات كلجي و كتاب نورالانوار سيد عبدالصمد توداري انساب ايشان بدين شرح زير آمده است :

سيد مصطفي ، ابن سيد معروف ، ابن سيد بابيل ، ابن سيد مسعود ، ابن سيد سليمان ، ابن سيد فضل الله ،ابن سيد محمد ، ابن سيد محمد ، ابن سيد حسين ، ابن سيد احمد ، ابن سيد علي العريضي ، ابن سيد (الامام ) جعفر صادق ، ابن الامام محمد باقر ، ابن الامام زين العابدين ، ابن الامام حسين ، ابن الامام الهمام علي ابن ابي طالب و فاطمه الزهراء ، ورده الرسول المختار سيدنا محمد (ص).

زندگاني ايشان به تاريخ ( 479-561  هجري) بوده است . جاي ترديد نيست كه سيد عبيدالله مشهور به كوسه هجيج فرزند امام موسي كاظم فرزند امام جعفر صادق است . با اين حساب سيد عبيد الله با دو نسل به امام جعفر مي رسد و سيد مصطفي با ده نسل به ايشان مي رسد يعني بيش از 250 سال اختلاف زماني في مابين سيد عبيدالله و پير هورامان بوده است.حضور سيد عبيدالله ( كوسه هجيج ) و برادر ايشان سيد اسماعيل محدث در قرن دوم هجري درخطه هورامان و اينكه ارشاد پير شاليار هورامان حدود سه قرن بعد از ورود اين بزرگواران به هورامان بوده راه بر هرگونه شك و ترديد در موضوع اسلامي بودن عرفان پير بر شكاكان و افراد شبهه انداز مي بندد.

محل تولد سيد مصطفي هورامان بوده و جهت  كسب علم در دوران كودكي راهي كردستانات و شام مي گردد. و سرانجام به خدمت عارف و عالم و قطب  بزرگ زمان شيخ عبدالقادر گيلاني  رسيده و به تزكيه نفس و سلوك عرفان مي پردازد ( دروان مريدي و ارشاد پير مطابق با دوره ارشاد شيخ عبدالقادر گيلاني است و حتي اين دو بزرگوار در يكسال 561 هجري وفات يافته اند)  . بعد از مدتي كه مرشد بزرگ ايشان  را پيري كامل يافته و در مورد وي مي فرمايد ( اخي مصطفي رجل كامل ) ايشان را جهت ارشاد و تزكيه به زادگاه خود هورامان مي فرستد و اين نقطه آغاز تبديل هورامان به سرزمين عرفان و آمد و رفت عرفا و سرازير شدن تشنگان عرفان اسلامي از هر سو  به اين روستا گرديد.

به قول سعدي عليه الرحمه :

         كس نبيند كه تشنگان حجاز       به لب آب شور گرد آيند

هر كجا چشمه اي بود شيرين     مردم و مرغ و مور گرد آيند

        

 

 پير شاليار سالها در هورامان به تربيت روح و تزكيه نفس مريدان همت گماشت و پير صاحب تدبير دين و دنياي اين قوم گرديد. و چنانچه مشهور است و در كتب قديمي آمده ( از جمله كتاب نورالانوار  مرحوم عبداصمد توداري  و ....) پيرشاليار علاوه بر ارشاد عامه مردم 99 پير مشهور هورامان را به درجه كمال رسانيده است.

 پير شاليار و پيران هورامان آثار و دست نوشته هاي زيادي داشته اند كه حتي در سالهاي گذشته ( قبل از انقلاب ) تعداد زيادي از اين آثار توسط اهالي هورامان يافت شده اند كه متاسفانه به دليل بي سوادي و عدم آگاهي به اهميت اين دست نوشته ها عموما " از بين رفته و يا توسط دلالان بيگانگان به بهاي كم از مردم خريداري شده و خارج گرديده اند . وتعدادي از مردم اين دستنوشته ها را ديده اند و از جمله قرآنهاي دستنويس بوده اند.

و كتاب معرفت پير كه اثر خود پير شاليار بوده و متاسفانه اكنون ناياب است عموما" در مدح حضرت رسول (ص) و اخلاق اجتماعي و سلوك عرفاني بوده است.

شايد موضوعي كه موجب ايجاد شبهه در هويت و تاريخ پير شاليار در نزد عده اي خارج از هورامان شده نا مانوس بودن لقب پير شاليار به عارف اسلامي باشد. از آنجا كه يكي از مريدان بزرگ و نامي سيد مصطفي به نام" شاليار " و مشهور به "شاليار سياو" بوده اين لقب شايد با نسبت دادن پير به ايشان به معناي مرشد شاليار  ايشان به اين لقب شهرت يافته است.

اينكه مردم هورامان با نظر كساني كه اين پير عارف را به آئين زرتشت نسبت مي دهند مخالفند نه به اين دليل كه آئين زرتشت و يا هر دين ديگري را نامحترم بشمارند بلكه به اين دليل است با توجه به تواتر قاطع و دلايل مستند و اينكه تواتر هورامان با توجه به اينكه همواره هورامان داراي علماء ديني بوده و اين تواتر و نقل سينه به سينه از عالم به عالم بوده و از جاهل به جاهل نبوده بر هويت و نسب و عرفان و طريقت پير هورامان يقين داشته وهمانگونه كه خانه مسكوني و باغ و عبادتگاه وي و اجداد وي بدون تغيير درميان آنها مانده و مزار و مقبره رو به قبله محمدي و داراي موازين كامل اسلامي ايشان روزانه زيارتگاه اهل دل و غيب باوران و شيفتگان عرفان است ، موضوع تاريخ و هويت ايشان نيز كاملا " براي آنها روشن است.

و اينكه بنا به اظهارات عده اي علاوه بر پيرشاليار مشهور ( سيد مصطفي) قبل از اسلام شخص بزرگ ديگري به اين نام از بزرگان دين زرتشت در اين ديار زيسته، نه تنها بر مردم اورامان ناخوشايند نيست بلكه اگر اين افراد با دليل و مستند، وجود و هويت چنين شخص بزرگي را ثابت نموده و مقبره ايشان را مشخص نمايند مردم هورامان ايشان را نيز از افتخارات فرهنگي و تاريخي خود دانسته و براي وي احترام زيادي قائل خواهند شد.

مردم هورامان به سنت و دين و عرفان خود پايبند بوده و همواره وفادار به تاريخ و عرفان خود خواهند بود . و معتقدند كه تزكيه نفس انسان را به كمال مي رساند آنچنان كه عبدالقادر گيلاني و جنيد بغدادي و بسطامي و ابو سعيد ابو الخير وغزالي و  بابا طاهر و پير هورامان و 99 پير هورامان و .... را به مراتب والاي عرفاني رسانيد.

اميد است مهمانان اين مراسمات فرهنگي و سنتي اين مراسمات را شعائر ديني مردم متدين هورامان تلقي ننموده و به مانند عده اي غير واقع بين كه اين مراسمات را به اعتقادات ديني مردم وابسته مي دانند و با لحن تند به انتقاد از اين مردم پرداخته و آنان را خرافه پرست و . خطاب نموده اند به سنت و تاريخ اين مرز و بوم بي احترامي ننمايند .مردم هورامان مهمان نواز بوده و به همه با ديده احترام مي نگرند.

 

                   والسلام علي من تبع الهدي

 

 باتشکراز ماموستا علی مقدمی امام جمعه هورامان وآقای بشیر قاسمی